یک ماجرای عجیب در لیگ قهرمانان اروپا، روح در ورزشگاه پورتو

 

 یکی از عکس‌های خبرگزاری «AP» که در جریان بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن گرفته شد، حالا و بعد از گذشت چندین روز، مبدل به سوژه داغ روز شده است‌؛ البته نه از بابت فوتبالی.

در این عکس که مربوط به شادی جیمز رودریگس، شماره 10 پورتو و زننده تک‌گل بازی است، در میان تماشاگران، یک روح دیده می‌شود. گویا این روح بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن که با برد صفر-یک پورتو در ورزشگاه «دراگائو» همراه بود، را از نزدیک تماشا کرده و حالا این روزها یکی از بحث‌برانگیز‌ترین سوژه‌های روز فوتبال اروپا، آن هم در بحبوحه دور جدید لیگ قهرمانان اروپاست.
برخی از روزنامه‌های پرتغالی، این شبح را یکی از طرفداران جیمز رودریگس، ستاره کلمبیایی پورتو خوانده‌اند و به این نکته اشاره کرده‌اند که هر زمان این مهاجم کلمبیایی گل می‌زند، این روح هم در ورزشگاه ظاهر می‌شود و شادی می‌کند.
با دقت بیشتر در چهره این روح فوتبال‌دوست، می‌توان دریافت که او متعلق به زمان دیگری است. اگر به لباس‌های تن او و مدل موهایش توجه کنید، به نظر می‌رسد که او متعلق به قرن گذشته میلادی باشد.
این عکس که روز سوم اکتبر 2012 در یکی از بازی‌های لیگ قهرمانان اروپا و توسط آژانس خبری «ای پی» گرفته شده، در وب‌سایت رسمی این آژانس خبری قرار گرفته است، یعنی اینکه این عکس دستکاری نشده و این شبح توسط فتوشاپ و یا برنامه‌های مشابه ویرایش عکس، اضافه نشده و برای اطمینان می‌توان به عکس‌های این آژانس خبری معتبر رجوع کرد.
این تصویر احتمالاً نتیجه عکس گرفتن‌های پشت‌سر هم و با سرعت بالای شاتر دوربین است، چراکه ثبت چنین تصاویری به ندرت ممکن است و معمولاً عکس‌ها تار می‌شوند ولی هرچه سرعت عکاسی و شاتر دوربین بالاتر باشد، عکس‌هایی که در آن شیء متحرک وجود دارد، بهتر و با وضوح بیشتری گرفته می‌شوند. در این عکس، چهره این شبح کاملاً واضح است و نمی‌توان گفت این یک خطای دید و یا تاری عکس و یا شیءای است که شبیه یک انسان دیده می‌شود.

زندگی یعنی مسیری روی آب، زندگی یعنی نه بیداری نه خواب

 

 

زندگی زیباست زشتی های آن تقصیر ماست....

در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست....

زندگی آب روانی است روان می گذرد....

آن چه تقدیر من و توست همان می گذرد....

 

یک سبد گل برای کاپیتان



از مدت‌ها و بلكه سال‌ها پيش، خيلي‌ها با در نظر گرفتن سن فرهاد مجيدي، او را بازيكني تمام‌شده فرض مي‌كردند، ولي از سويي، اصرار شادروان ناصر حجازي به بازگرداندن او به استقلال و از طرف ديگر بي‌چشمداشتي فرهاد به ارقام قراردادهايش، سال‌هاي طلايي را در كارنامه اين بازيكن متعصب رقم زد.

مجيدي در حالي از استقلال جدا شده و دوباره به فوتبال امارات باز خواهد گشت كه او يكي از بهترين فصول فوتبالش را در استقلال سپري كرد و مثمرثمرترين بازيكن اين تيم و شايد كل فوتبال ايران بود. مجيدي در شرايطي در ليگ قهرمانان آسيا و ليگ برتر فوتبالمان برترين گلزن استقلال بود كه ميداوودي، برهاني و بويژه جباري كمابيش در آمادگي بسيار خوبي به سر مي‌بردند و پيشي گرفتن از اين بازيكنان در جدول گلزنان كار دشواري به نظر مي‌رسيد. كاپيتان 35 ساله استقلال با گل‌هاي حساسي كه براي آبي‌ها زد (از جمله گلي كه در شهرآورد بزرگ تهران به ثمر رساند) نقطه اصلي اتكاي تيمش بود، طوري كه مظلومي حالا شديدا نگران از دست دادن او و خلايي است كه در غياب اين بازيكن كليدي، بويژه در ميدان‌هاي حساس و سنگين ليگ قهرمانان آسيا به وجود مي‌آيد. در هر صورت، مجيدي به دليل اقامت خانواده و فرزندانش در كشور امارات، ناگزير به اين انتقال شده است؛ ولي مسلما نقشي كه او در استقلال بازي كرد و با تمام نيرو، توان، تعصب و تكنيك در خدمت تيمش بود، الگوي فني بسيار مناسبي براي ديگر بازيكنان به شمار مي‌آيد. او كه از محبوبيتي ويژه بين هواداران برخوردار است به خوبي اثبات كرد با كار و تلاش و جديت مي‌توان بر هر مانعي حتي افت بدني ناشي از افزايش سن و سال هم بخوبي فائق آمد و در سني كه در آن هر بازيكني از دوران بازنشستگي هم گذر كرده است، به عنوان لژيونري تازه‌نفس و نماينده‌اي شايسته براي معرفي فوتبال بالقوه و پراستعداد ايران در عرصه‌هاي برون‌مرزي رفتار كرد.

مجيدي با تلاشي دوچندان، ‌نام خود را براي هميشه بين هواداران استقلال به نيكي و با خاطراتي خوش قرين كرد و به نظر مي‌رسد آخرين ماه‌هاي فعاليتش را به عنوان بازيكني بسيار تاثيرگذار و كليدي پشت سر مي‌گذارد؛ البته اگر هواداران و باشگاه‌هاي متقاضي اين بازيكن تكنيكي و پرتجربه، چنين اجازه‌اي (خداحافظي از فوتبال) را به او بدهند.

آغاز به کار رسمی فیزیوکلینیک


فیزیوکلینیک، برای فیزیوتراپی ایران

تقدیم به بیماران عزیز و همکاران گرامی

از طرف دانشجویان فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی بابل

www.physioclinic.ir

خبری در راه است!

 
شمارش معکوس آغاز شد

فیزیوکلینیک، میزگردی برای فیزیوتراپی

Physio Clinic


تنها فیزیوتراپی و دیگر هیچ!


سپهر بایگان

 

 

چند وقت پیش یه فایل صوتی بدستم رسید که مربوط بود به صدای ضبط شده استاد شهریار که یکی از ناشناخته مانده ترین شعرهاشو با حسی عجیب می خونه. این شعر که ظاهرا سپهر بایگان نام داره در اواخر عمر شهریار سروده شده و گله و شکایت استاد رو از تقدیر بیان می کنه:

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند     بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند

همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست     طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند

بلبلی در سینه می نالد هنوزم کین چمن     باخزان هم آشتی و گل فشانی می کند

ما به داغ عشق بازی ها نشستیم و هنوز     چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند

نای ما خامش ولی این زهره شیطان هنوز     با همان شور و نوا دارد شبانی می کند

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان     با همین نخوت که دارد آسمانی می کند

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز     در درونم زنده است و زندگانی می کند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من     خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی     چون بهاران می رسد با من خزانی می کند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند     آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند

می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان     دفتر دوران ما هم بایگانی می کند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید     ورنه قاضی در قضا نا مهربانی می کند

 

سوز و حزن عجیبی تو صدای شهریار نهفته است که هر شنونده ای رو تحت تأثیر قرار میده. از لینک های زیر می تونید این فایل رو دانلود کنید. مطمئن باشید از شنیدن صدای استاد شهریار لذت می برید.

 دانلود فایل از iran-forum.ir                              دانلود فایل از tebyan.net

           حجم: 708KB                                           حجم: 3.49MB

درس ژاپنی ها برای ما

درس ژاپنی‌ها برای ما


اين عكس بتازگي منتشر شده است، هر چند براي ژاپني‌ها اين امر تازه‌اي نيست و تعجب از اين عكس تنها براي آنهايي است كه از چيزي به نام «فرهنگ عذرخواهي » سراغي ندارند.

اين عكس رئيس و مديران شركت نيروي برق توكيو را نشان مي‌دهد كه از روستاييان آسيب‌ديده از تشعشعات راديواكتيو نيروگاه اتمي فوكوشيما عذرخواهي كردند.

ماساتاكا شيميزو (نفر وسط) رئيس شركت نيروي برق توكيو و مديران ارشد اين شركت كه مالك و مدير نيروگاه برق داي ايچي فوكوشيما هستند در برابر مردم آسيب‌ديده روستاي « نامي» كه از خانه و كاشانه‌شان آواره شده و براي اسكان موقت به اردوگاهي در «نيهونماتسو» منتقل شده‌اند، حاضر شدند و در برابرشان به خاك افتاده و بابت قصورهايي كه در اداره نيروگاه داشتند‌، عذرخواهي كردند.

كمي كه به عقب‌تر بازگرديم، عكس‌هاي مشابهي از مسوولان ژاپني مي‌توان يافت: تعظيم تمام قد مديرعامل شركت خودروسازي TOYOTA در برابر خبرنگاران به‌دليل اشكال در سيستم پدال گاز توليدات اين شركت. تعظيم دسته‌جمعي 3 نفر از مديران ارشد شركت SONY براي عذرخواهي از ۷۷ ميليون كاربر شبكه آنلاين پلي‌استيشن به دليل هك شدن اين شبكه و سرقت تمامي اطلاعات كاربران در كنفرانسي خبري و در برابر دوربين‌هاي خبري به مشتريان خود، تنها نمونه‌هاي متاخر اين اتفاق است.

نمونه‌هاي وطني اما حكايت ديگري دارد: هواپيماي مسافربري ايران در اروميه سقوط مي‌كند و بيش از 70 كشته به جاي مي‌گذارد؛ پس از چندين هفته و با فشار رسانه‌ها و مطبوعات و مردم و تنها 2 روز مانده به استيضاح مسوول مربوطه، مسوولان اين امر به صرافت عذرخواهي مي‌افتند. تيم ملي فوتبال ايران با وجود تمام حمايت‌هاي مردمي از صعود به مرحله نهايي جام‌جهاني باز مي‌ماند؛ آقاي سرمربي پس از گذشت چند سال هنوز اعتقادي به عذرخواهي ندارد، 2 بيمار از بيمارستاني در تهران به دليل عدم توانايي پرداخت هزينه‌هاي بيمارستان در بيابان‌هاي اين كلانشهر رها مي‌شوند؛ مسوولان به دنبال معرفي مقصران هستند، مدتي از رسانه‌اي شدن اين قضيه كه مي‌گذرد مسوول بيمارستان مربوط (و نه مسوولان بالاتر) به ياد عذرخواهي مي‌افتند. لطفا مقايسه نكنيد!

«براي برطرف شدن سوء‌تفاهم‌ها و تنش‌ها، اولين قدم عذرخواهي است. اگر اين اولين قدم در برخي روابط برداشته نشود، گاهي به دليل انباشته شدن اختلافات، در آينده مي‌تواند اثرات سوئي بر زندگی افراد بگذارد.»