سال نو مبارك
**** رفقا ...... دوستان ****
**** عيده ****

**** رفقا ...... دوستان ****
**** عيده ****

تاریخچه ی چهارشنبه سوری
جشن سوری
تاریخ ایران باستان پر از جشن هایی است كه همگی بر پایه دید و نگاه پیشینیان ، دارای فلسفه و جوهری وجودی اند. امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .چهارشنبه سوری در فرهنگ پارسي به عنوان مقدمه و پيش درآمد عيد نوروز نيز شناخته شده است كه هماره در طول تاريخ، قبل از فرا رسيدن سال نو و تحويل نوروز برپا مي شده و هنوز هم در بين اقوام و شهروندان ايراني از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.


نمی دونم چرا اینجوری شده .... دیگه کسی به این بیغوله سر نمیزنه...
اون قدیم قدیما خیلی خوب بود ... اون وقتی که دلار هزار تومان بود رو میگم.... آخ چه مزه ای داشت!!
بچه ها همه اکتیو بودن و دائم داخل سایت مطلبای داغ پشت سر هم ردیف بود و کلی آپ بودیم و برو بیایی برا خودمون داشتیم...
ولی چه زود گذشت .. راست میگن... منظورم این جمله رو که " اولاشه و هنوز داغی و حالیت نیست "
خیلی زود گذشت.. انگار همین دیروز بود که ترمک بودیم و دانشگاه کلی برامون جذاب بود
پرتقال چیدن.... گشت زدن داخل جنگلایی که الان نصفش قطع شدن و دیدن حیونات عجیب و
غریب داخل این جنگلا....
از چی برات بگم .... از عمری که مثل باد میگذره و چیزی جز حسرت برات نمیمونه.... فقط زبونتو
گاز میگیری وهی میگی " کاشکی که و بقیشو هر کی هر چی دلش میخواد بنویس....
دنیات عوض بشه و اون چیزی که قبلا بهش به عنوان هدف فکر میکردی الان برات مثل یک خیال
ساده ی بچه گانه باشه و از فکرش فقط بخندی به دست نیستی بسپاری شو غرق در مشکلات
زندگی بشی
به قول شاعر که میگه :
میشه پرنده باشی اما رها نباشی میشه دلت بگیره ، اسیر غصه ها شی
حالا که آسمونم دنیای تازه ای نیست اونوقت یه جا بشینی ، محو گذشته ها شی
ترسیده باشی از کوج،اوج و ندیده باشی واسیه مژدگونت اهلی آدما شی
تو سایه ها بمونی ، درگیر سایه ها شی مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی از ترس ریزش اشک غمگین و بی صدا شی
آره این جفنگیات که از ته اعماق نالیدم برگ سیاهی بود بر تارک black کلاسمون که مثال همون
پرنده ی شاعرمون شده که از اوج میترسه و توی سایه ها مونده و ...
دل نوشته های خودتون برامون توی کامنت بزارین
ممنون