در باب دوستی!
سلام دوستان!خوشحالم که حتی تابستون و تعطیلات هم نمی تونه باعث کم رنگ شدن دوستیمون بشه!!!!!!!!!!!!
پس به افتخار این دوستی یه متن کوتاه راجع به دوست واستون می ذارم!
از جبران خلیل جبران!
(ترجمه مسیحا برزگر)
سلام دوستان!خوشحالم که حتی تابستون و تعطیلات هم نمی تونه باعث کم رنگ شدن دوستیمون بشه!!!!!!!!!!!!
پس به افتخار این دوستی یه متن کوتاه راجع به دوست واستون می ذارم!
از جبران خلیل جبران!
(ترجمه مسیحا برزگر)
می بینم که رئال حتی با آقای خاص هم کاری از پیش نبرد!!!
یه تبریک جانانه به بارسایی ها و یه "عیب نداره،ان شا الله فصل بعد"هم به رئالی ها!!!!
ماه من، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبي و پر از مهر، به ما مي خندد!
(ادامه مطلب یادتون نره!!!!)
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند. او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده. بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !!!!!!!!
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون ...
نیوتون فقط یک مربع با ضلع های یک متری کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.
انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…
نیوتون بیرون( سک سک)
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!!
... تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...
. . . . . . . . . . نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه .........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد
بهار خاموش از احمد شاملو
بر آن فانوس كه ش دستي نيفروخت
بر آن دوكي كه بر رف بي صدا ماند
بر آن آئينة زنگار بسته
بر آن گهواره كه ش دستي نجنباند